روز شمار تاریخ زنجان

پنجم مرداد

پنجم مرداد


1 - هنگامی که سلطانیه پایتخت ایلخانان مغول قرار گرفته بود، خواجه صدرالدین احمد خالدی زنجانی در سه نوبت به وزارت گیخاتو و غازان خان رسید. خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی می گوید در سال 671 ق گیخاتو برای بار دوم به سلطنت انتخاب شد. صدرالدین زنجانی که از قاضی زادگان زنجان و در ابتدا ملازم درگاه امیر ارغون بود، مالی فراوان پیشکش ایلخان کرده و از وی وزارت را طلب نمود همزمان شمش الدین احمد لاکوشی نیز در صدد صید منصب وزارت بود. بالاخره در قشلاق اران وزارت به صدر الدین تفویض گردید. وی برادرش را قطب جهان لقب داد و عموزاده اش را قوام الملک . در همین ایام صدرالدین و بعضی امراء در فکر ترویج پول کاغذی یا چاو بودند که در چین و ختای رایج بود. گیخاتو تحقیق کرد گفتند چاو کاغذی است به جای زر مسکوک که تمغای پادشاه بر آن نقش بسته است. علیرغم مخالفت های درباریان گیخاتو پذیرفت اما در تبریز به دلیل عدم اقبال عامه نسبت به چاو قحط سالی پدید آمد چون مردم اجناس و مواد خوراکی ر از بازارها برچیده و نمی فروختند. بنابراین صدرالدین چاو را متروک اعلام کرده و به این ترتیب معاملات از سر گرفته شده و اوضاع به به حال اول بازگشت، خواندمیر نیز در کتاب حبیب السیر همین روایت را با تفصیل و حواشی بیشتری آورده با اینحال نکته جدیدی بر روایت رشیدالدین فضل الله نیفزوده است. صدرالدین در ایامی که غازان خان به پادشاهی رسید از از وزارت معزول شد و خواجه رشیدالدین جای او را گرفت و وی در این هنگام ملازم امیر نوروز بود. در سال 696 ق صدرالدین مجدداً به وزارت رسید و چون امیر نوروز در زمان صدارت خود شغلی مناسب به صدرالدین نداده بود، وی مترصد انتقام از امیر نوروز بود. بنابراین نامه ای از زبان امیر نوروز نوشته و او را متهم کرد که بر ضد ایلخان توطئه
می نماید. بالاخره امیر نوروز در هرات به قتل رسید. به این ترتیب بنابر گفته رشیدالدین فضل الله با قتل امیر وروز کار صدرالدین بالا گرفت و ایلخان او را سیورغامیشی فرمود و آلتمغا ارزانی داشت. اما روزگار بر وفق مراد صدرالدین نبود و به نوشته رشید الدین در سال 697 ق سید قطب الدین شیرازی و معین الدین خراسانی بر علیه صدرالدین توطئه کرده و او را متهم به خیانت در اموال مملکت نمودند. رشیدالدین می گوید بین او و صدرالدین بیشتر اوقات دوستی بود و هر که پیش او سعایت صدرالدین را می نمود وی اعتنایی نمی کرد. بنابراین سعایت گران نزد صدرالدین رفته و علیه رشیدالدین داد سخن دادند. صدرالدین نیز تحریم شده و نزد پادشاه از رشیدالدین بدگویی نمود اما پادشاه وی را عتاب کرده و متهم به خیانت نمود و بالاخره به امر ایلخان در روز یکشنبه بیست و یکم رجب سال 697 ق به قتل رسید. سیف الدین عقیلی علت مرگ صدرالدین را تحریک و توطئه شخص رشیدالدین و تاریخ قتل وی را سال 699 ق ذکر کرده است. هر چند خود رشیدالدین نیز سرنوشتی نکوتر از صدرالدین نیافته و به امرایلخان به قتل رسید. (سلطاني، 1379، ص 35-37)

2- پس از ارغون گیخاتوخان (690-694) بعد از وی باید و خان (با شش ماه سلطنت) و پس از او غازان خان که بحق باید او را در ردیف سلاطین بزرگ ایران بشمار آورد (694 تا 703) براریکه ایلخانی ایران تکیه زدند. غازان خان در ایام حیات برادر خویش محمد را به ولیعهدی و جانشینی خود تعیین نمود ولی محمد در موقع وفات غازان در اردو حضور نداشت بلکه در خراسان به حکومت و اداره امور آن مشغول بود محمد در قوریلتایی که پس از وصول خبر مرگ غازان منعقد ساخت چنین صلاح دید که بدواً مدعیان سلطنت یعنی آلافرنگ پسر گیخاتو و دستیار وی هر قداق سپهسالار اردوی خراسان را بسازد آنگاه به تمشیت امور مملکت بپردازد. محمد بعد از دفع فتنه الافرنگ و هر قداق و گرفتن اطاعت از لشکریان ایشان و آرام کردن خراسان عازم دارالملک تبریز گردید در این سفر سپاهیان فراوان و یک عده از امرا و نوینان بزرگ مثل امیر مولا و سونج و آیسن قتلغ و علی قوشچی و حسین بیک با او همراه بودند. محمد در پنجم ذی الحجه سال 703 بشهر اوجان رسید و باقامه مراسم عزاداری برادر خود قیام کرد و در 15 ذی الحجه همان سال رسماً به تخت ایلخانی جلوس نمود، محمد پس از جلوس به تخت لقب سلطان اولجایتو یعنی سلطان آمرزیده اختیار کرد و در این موقع بیش از بیست  سه سال نداشت سلطان محمد اولجایتو را بمناسبت تعلقی که بمذهب شیعه داشت شیعیان خدا بنده لقب داده اند ولی اهل تسنن از راه دشمنی و کینه جوئی این کلمه را خربنده کرده و سلطان محمد اولجایتو بهمین علت در کتب قدما بهر دو عنوان خدابنده و خربنده مذکور شده است. اولجایتو سه روز بعد از جلوس فرمانی دایر بر اقامه مراسم دینی و شعائر اسلام و رعایت قوانین و یاساهای غازانی صادر نمود و به امرا و سران لشکری خلعتهای بسیار بخشید و خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی طبیب را مثل ایام برادر بصدارات و خواجه سعد الدین محمد ساوجی را به مشارکت در امور دیوانی وزارتی گماشت. (هشترودي، 1381، ص 109)

3 - تاریخ وفات مرحوم آقا میرزا ضیاء الدین نایب الصدر، از افراد صاحب نام ان خاندان را، اشتباهاً به جای سال 1348، سال 1346 قمری قید کرده اند. آن مرحوم، در بیستم ماه صفر سال 1348 قمری (روز اربعین حسینی)، مطابق پنجم مرداد ماه 1308 شمسی و 27 ژوئیه سال 1929 میلادی، در 63 سالگی در شهر زنجان به رحمت ایزدی پیوسته است. (فصلنامه فرهنگ زنجان، شماره 17-18،  1383، ص 361)

4 - حجت الله حاج سید میر آقا زنجانی به سمت نماینده امام در زنجان منصوب شد. حکمی از سوی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام جمعه زنجان به سمت نماینده ایشان در شهر زنجان و بخش های تابعه منصوب شد. به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی متن حکم بدین شرح بوده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت الاسلام آقای حاج سید میر آقا زنجانی دامت افاضاثه بدین وسیله جناب عالی را به سمت نمایندگی خود در شهر زنجان و بخشهای تابعه منصوب می نمایم که انشاءا... تعالی در رفع نیازمندیهای مذهبی و مشکلات دینی اهالی منطقه اقدام نموده و در اموری که نیاز به اذن ولی فقیه دارد جناب عالی از طرف این جانب مجاز در تصدی و تصرف می باشد امید است اهالی محترم و ارگانها و نهادهای انقلابی در هماهنگی و همکاری با جنابعالی دریغ نورزند.

16 شوال 1403 روح ا... الموسوی الخمینی»

(ايرنا، 62/5/5)