روز شمار تاریخ زنجان

پنجم آّبان

پنجم آّبان


1 – آیت¬الله آقا شیخ محمد باقر زنجانی یکی از اساتید و مدرسین بزرگ و مجتهدین به نام حوزه علیه نجف اشرف بود. وی در 22 ماه رمضان 1312 در زنجان متولد شد. پس از خواندن مقدمات و سطوح در خدمت مرحوم حجت¬الاسلام آقا شیخ زین¬العابدین و آیت¬الله حاج شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی که از مدرسین زنجان بود در سال 1338 قمری به نجف مهاجرت کرد و از محضر مرحوم آیت¬الله حاج میرزا حسین نائینی و اساتید بزرگ دیگر استفاده نمود و تقریرات آن مرحوم را به رشته تقریر در آورد و خود حوزه درس تشکیل داد و جمع زیادی از فضلای نجف در درس فقه و اصول شرکت و بهره¬مند گردیده¬اند. مرحوم آیت¬الله زنجانی متجاوز از چهل سال در حوزه نجف تدریس کردند و صدها مجتهد و فاضل و نویسنده از حوزه¬اش بیرون آمده¬اند. معظم¬له در ماه رمضان 1394 در سن 82 سالگی در نجف اشرف به درود حیات گفت و حوزه¬های علمیه نجف، قم، زنجان و ...را قرین ماتم و عزا نمود(عمید زنجانی، 1379: 70- 71)
2- آیت¬الله سید احمد زنجانی در حدود سال1269 ش( برابر با 1308ق) در شهرستان زنجان به دنیا آمد و دوره مقدماتی و سطوح را در زادگاه خود به پایان برد. سپس برای ادامه تحصیل و تکمیل مبانی علمی خویش راهی حوزه علمیه قم شد و نزدیک به 10 سال از محضر پر فیض آیت الله شیخ عبدالکریم حایری یزدی، موسس حوزه علمیه قم، بهره¬ها برد تا به مقام والای اجتهاد دست یافت. وی پس از رحلت آیت¬الله حایری به آیت¬الله سید محمد حجت کوه کمره¬ای پیوست. و به دلیل کسالت آیت¬الله حجت، ایشان امور مربوط به دفتر آن مرجع بزرگ و اقامه نماز جماعت با شکوه در مدرسه فیضیه را انجام می¬داد. پس از رحلت آیت¬الله حجت، اقامه نماز جماعت مدرسه فیضیه، رسما بر عهده آیت¬الله زنجانی قرار گرفت. آیت¬الله زنجانی از دهه1320 با امام خمینی (ره) آشنا شد و جلسات بحث علمی متعددی با حضور آن دو بزرگوار تشکیل می شد. این عالم در طول حیات پر بار علمی خویش علاوه بر سالها تدریس، به تالیف کتب ارزشمندی نایل شد که برخی از آنها به این قرارند: اربعین، افواة¬الرّجال، فروغ¬الله حکام و بیست کتاب دیگر. آیت الله سید احمد زنجانی سرانجام پس از سالها کوشش در راه دین و نشر فقه جعفری در 5 آبان 1352ش برابر با 29رمضان1339 ق در83 سالگی دیده از جهان فرو بست و پس از تشییعی با شکوه، در جوار حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد. (حایری، 1381: 254)
3 – دانش¬آموزان زنجان در پي برپايي تظاهرات صبح 5 شنبه در محوطه مدارس، گروه گروه در خيابانها به هم پيوستند و پس از خواندن دو رکعت نماز آزادي در وسط خيابان مقابل دبيرستان اميرکبير ضمن دادن شعار عليه دولت و به طرفداري از امام خميني راهپيمايي عظيمي را برپا کردند. راهپيمايان ظهر 5 شنبه مقابل منزل حضرت آيت¬الله حاج سيد هاشم موسوي اجتماع کردند و به دعوت آنها حضرت آيت¬الله به مردم پيوستند. در محل سبزه ميدان و مقابل مسجد اعلي راهپيمايان نماز ظهر و عصر را خواندند و سپس از طريق بلندگو آزادي چهار نفر از دستگيرشدگان تظاهرات را تقاضا کردند. ساعت 3 و 30 دقيقه بعد از ظهر 5 شنبه مجدداً هزاران نفر از اهالي زنجان در مسجد ولي¬عصر(عج) اجتماع کردند و در حالي که تعداد زيادي پلاکارد با خود حمل مي¬کردند پس از خروج از مسجد با دادن شعار در خيابانها به راهپيمايي پرداختند. در جريان تظاهرات عصر پنج¬شنبه ساختمان حزب رستاخيز، يک اتومبيل داتسون مقابل استانداري، بانک ملي شعبه ارک، ساختمان 2 طبقه بيمه¬هاي اجتماعي، ميهمانسراي جهانگردی در دو کيلومتري زنجان(پارک جنگلي) خانه پيشاهنگي، سالن سرپوشيده 25 شهريور، سازمان زنجان، اتومبيلهاي پارک شده در محوطه آموزشکده بهياري برمک، بانک صادرات شعبه ششم بهمن،بانک رهني، کاخ شهرداري خانه شهردار واقع در محل شهرداري، ساختمان امور آب زنجان، انبار وسايل نقليه شهرداري و استانداري، 15 دستگاه اتومبيل و کاميون، کتابخانه کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، اداره ثبت احوال، موزه فرهنگ و هنر، يک مشروب¬فروشي، 17 دستگاه ماشين اداره کشاورزي، منزل علي سهرابي مأمور اداره آگاهي، سالن پارک جنگلي، انبار تعاون فرهنگيان در کوچه دادگستري، اداره دادگستري و تعداد ديگري ماشين اداره به آتش کشيده شد و دود غليظي سراسر آسمان زنجان را پوشاند يک اتومبيل آتش¬نشاني سنگباران شد و راننده آن که جراحاتي برداشته بود به بيمارستان شفيعيه انتقال يافت. روز پنجم آبان نیز به لحاظ سیر حوادث در دنباله روز چهارم قرار داشت. در این روز گروههای متعدد از مردم در دسته¬های بسیار در ساعات گوناگون و در مناطق متفاوت در خیابان¬ها به تظاهرات پرداختند. به موجب یکی از این تظاهرات که در ساعت 10 روز مذکور صورت گرفت، حدود 5000 نفر شروع به راهپیمایی و شکستن قسمتی از مجسمه رضا شاه (در چهارراه پایین) و آتش¬زدن ادارات مسکن و شهرسازی، دادگستری، آمار، کشاورزی، آتش¬نشانی، راه و ترابری، سازمان آب، حزب رستاخیز، فرمانداری، انبار تغذیه دانش آموزان و یک شعبه¬ بانک صادرات، کاخ جوانان، دو مدرسه و شکستن شیشه ساختمان ساواک نمودند. ضمناً قصد آتش زدن منزل افسران شهربانی و ماموران ساواک را داشتند که به منظور جلوگیری از هر نوع پیش¬آمدی، چهل خانواده از کارمندان ساواک و شهربانی در پادگان تخلیه گردیدند. بعد از ظهر همین روز تعدادی دیگر از ادارات دولتی، بانک¬ها و پرونده¬های اداره دادگستری و کلیه وسایل شهرداری و منازل تعدادی از افسران شهربانی را به آتش کشیده و مجسمه محمد رضا پهلوی را منهدم کردند(بیات، 1386: 380-381).