روز شمار تاریخ زنجان

نهم اردیبهشت

نهم اردیبهشت


1 - يكي از مشهورترين سفرنامه ها كه مشحون از مطالبي شيرين و جذّاب اطّلاعاتي فراوان در زمينه ي آثار تاريخي و جغرافيايي ابنيه ي باستاني و اوضاع و احوال دوره ي ناصري و دقّت در اخلاق و عادات مردم شهرنشين و روستايي اين سرزمين ارائه مي دهد، بي شك سفرنامه ي خانم «مادام ديولافوا» مي باشد. «مادام ديولافوا» در سال 1884 م همراه شوهرش «مارسل ديولافوا» مهندس و باستان شناس معروف فرانسوي، به ايران مسافرت مي نمايد و نتيجه ي مشاهدات و مطالعات شوهر خود را به صورت كتابي به عنوان مسافرت ديولافوا در ايران و شوش و كلده در پاريس به چاپ مي رساند. مرحوم «مترجم همايون فره وشي» با قلم يوا و روان خويش ترجمه ي بسيار سليسي از آن ارائه داده كه حقيقتاً اهميّت آن را مضاعف كرده است. خاطرات و نوشته هاي خانم «ديولافوا» درباره ي سلطانيه و حوادث شورش با بيان «زنجان» در سال 1266 ق/1850 م، ضمن اين كه قابل نقد و بررسي است، حاوي نكاتي پرارزش از تاريخ اجتماعي و سياسي اين شهر نيز مي باشد. وي در در 29 آوريل 29 آوريل 1881 برابر با 9 ارديبهشت 1260 در زنجان بوده است و مي نويسد: « 29 اوريل-شهر «زنجان» يعني حاكم نشين ايالت «خمسه» واقع است در روي فلاتي كه بر دشتي تسلّط دارد اين دشت به وسيله ي رودي كه از شعب «قزل اوزن» است، مشروب مي گردد چون شهر در محلّ مرتفعي قرار گرفته، هواي آن در تابستان مطبوع و خنك است، ولي د زمستان به واسطه ي برف زياد و سرماي سخت به سكنه خوش نمي گذرد! اين شهر افتخار دارد كه به توسّط «اردشير بابكان» سرسلسله ي پادشاهان ساساني {در سال 226} به وجود امده (شايد دليل مقتضي هم در دست نباشد)؛ در زمان «تيمور لنگ» {1381 م/783 ق} اين شهر ويران شد و يكي از ابنيه ي قابل توجّه آن كه عبارت از مقبره ي «شيخ ابوالفرج» بود از ميان رفت و در شورش «بابيّه» {1850 م/1266 ق} هم به اندازه اي سختي و ويراني ديده كه مصايب هجوم تاتارها را فراموش كرده است، در عوض در اين شورش اخير به قدري شجاعت و مقاومت روز داده كه شهرت ان تا تاريخ باقي است محفوظ خواهد ماند!» ، «اوّل مه {1881 م} در موقع خروج از «زنجان» كه سمت سلطانيه رفته است.»، «6 مه {1881 م} در دو منزلي «سلطانيه» دهكده ي قشنگ و باصفايي است كه موسوم است به «خرّم دره»؛ الحّ نام شايسته است كه به حقيقت نزديك است.» (متقي، 1382، صفحات 276-277)