اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | جمعه، ۲۴ آذر ۱۳۹۶

مستند حیات وحش - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

مستند حیات وحش

Loading the player...

تهیه کننده و کارگردان: اسماعیل کرمی

تدوین و صداگذاری: اصغر باقری

گوینده متن: فرید خطیبی نژاد

تحقیق و پژوهش: مهندس رضا رمضان

صدابرار و تصویربردار: اسماعیل کرمی

تصاویرهوایی: مهدی عباسی - مهدی آقا محمدی

نویسنده گفتار متن: مهندس رضا رمضانی

گرافیک: مریم آقا محمدی

عکاس: حسین یوسفی

مستند" حیات وحش" تولید سیمای مرکز زنجان است.این مستند دنیای جالب پر از سازگاری ها و ناسازگاری های مناطق دشتی منطقه حفاظت شده سرخ آباد را به تصویر می کشد.

مناطق دشتی منطقه حفاظت شده سرخ آباد، دنیایی پر رنگ و لعاب است. دنیایی پر از سازگاری ها و ناسازگاری ها و همگونی ها و ناهمگنی ها. جمع اضدادی که معلوم نیست راه به کجا خواهد برد. این نوارهای زرد و خاک شخم خورده، روزگاری قلمرو وسیع این آهوها بوده است. قلمروی پر از علف ها و بوته ها که حالا به کشتزارهایی تبدیل شده اند که هم آهوها را میزبانی می کند، هم جمعیت های رو گسترش به انسان را. این دشت ها سال هاست که شخم می خورند و توشه و آذوقه را به ساکنین شان ارزانی می کنند و این همه سال، در میزبانی از انسان ها از دار و ندار خود دریغ نکرده اند. اگر چه برخی از تحلیل ها نشان می دهند که توان این دشت ها هم محدودیت هایی دارد و شاید نتواند انتظارات بیش از حد را تا مدت زیادی برآورده کند. انتظاراتی که از تامین نیاز جوامع محلی و پیرامونی فراتر رفته است و ممکن است رمق این سرزمین را از او بستاند.

اما در این دشت، چهره دیگری از زندگی هم برای بقا تلاش می کند. چهره ای که دیدن اش ما را به تکاپو واداشته است.

زیستگاه های این سرزمین فراخ هزارها سال است که جست و خیز چارپایانی زیبا و چابک را به خود دیده است. آهوی ایرانی. موجودی خوشتراش با اندامی مینیاتوری. آهویی که مانند نزدیکان آفریقایی خود به زندگی در دشت های باز عادت دارد. آهوهای این دشت روزگاری می توانستند در امتداد زیستگاه های شرقی خود، صدها کیلومتر مهاجرت کنند و با گله های دیگر فلات ایران بیامیزند. اما اکنون راه ها مسدود شده است و دیدارها تازه نمی شود. حالا دشت سهرین مامن چهارفصل آن ها شده و مهاجرت ها به رفت و آمدهایی میان دشت های مجاور محدود شده است. آمد و شدهایی میان دشت سارمساقلو و سهرین و قره تپه که در فصل زمستان به سمت غرب هم گسترش می یابد و فیله خاصه و کاغذکنان را هم در بر می گیرد. آهوی ایرانی جثه ای متوسط دارد. کمی کوچک تر از گوسفند اهلی. اما بسیار چابک تر و  تیزروتر. آهو حیوانی است که با مناطق معتدل و گرمسیری سازگارتر است. جایی که دشت هایش علوفه و آب مناسبی داشته باشد و البته امنیتی نسبی هم فراهم باشد. حالا که بخشهای زیادی از دشت سهرین به کشتزار و زمین های شخم خورده تبدیل شده است، این حیوانات صبور و نجیب هم خود را با شرایط جدید وفق داده اند. گاهی به محدوده های کوچک مرتعی باقی مانده قناعت می کنند و گاهی به سمت مزارعی می روند که به آیش مانده اند و گیاهان مرتعی فرصتی برای رشد یافته اند. اگر چه چشیدن گاه و بی گاه طعم گیاهان در مزارع کشت شده هم خالی از لطف نخواهد بود. اما هیچ جا بهتر از خانه نیست و برای آهوها، خانه جایی است که امنیت بیشتری در آن برقرار باشد. اما وقتی مراتع دشتی این قدر کوچک شده باشد، بعید است که حتی شب هایش هم خیلی امن باشد. جاده ای که از دل زیستگاه آهوها می گذرد، خاطرات خوبی را برای آن ها رقم نزده است. این آهوها قصه های تلخ زیادی از مرگ مادرها و فرزندها دارند که با اغوای نور ماشین ها آغاز شده است. داستان شب، در این دشت، گاهی خواب را برای آهوها حرام کرده است.

این توده مملو از خار، شاید بتواند داستان های زیادی را از این دشت روایت کند. این خارپشت کوچک و آرام، بسیار صبور است و برای یافتن حشره ها و کرم ها در دل شب قدم می زند. گام زدن هایی که گاه او را از ابتدای شب تا انتهایش پیش می برد. شب، ناگزیر از به پایان رسیدن است. خورشید کمین کرده در پشت تپه ماهورها، بالاخره پنجه های طلایی اش را به کار می گیرد. روزی دیگر آغاز می شود. اما همراه دیشب ما هنوز بیدار است و گویا می خواهد قصه ای از روز را نیز به چشم خود ببیند. اگر چه بوییدن را ترجیح می دهد و همچنان جستجوی غذا از ذهن اش دور نمی شود. شاید هم بهتر است کمی جابجا شود و جاهایی را جستجو کند که سرسبز تر است و بتوان چند حشره را لابلای ساقه های ترد بوته ها یا زیر برگ علف ها پیدا کرد. مراتع و کشتزارها هم باید خوشحال باشند که این حشره خوار سراغ آنها می رود و جمعیت آفت ها را کنترل می کند.

از دره های این سرزمین که بگذریم، با کوه ها و صخره هایی پر ابهت ملاقات خواهیم کرد. کوه هایی که رنگ و نمادی دیگری از زندگی بر تن صخره هایش می خزد. خزنده ای که گویا کسی در انتخاب طرح و رنگ تنش به او کمک کرده است تا مبادا چیزی از طرح و رنگ صخره ها کم بیاورد. این افعی حق دارد که گردن فرازی کند. او قدر قدرتی کم رقیب است. شاید قدرت چشم هایش فوق العاده نباشد اما این زبان دو شاخه فوق العاده است و هر بار که در هوا می چرخد، از ذرات هوا نمونه برداری می کند و بلافاصله به گیرنده هایی که در کف دهان مار قرار دارد تحویل می دهد. این حس فوق العاده به مار امکان می دهد تا وجود هر جنبده ای را در اطراف خود حس کند و تدبیرهایش را به کار ببندد. تدبیری که گاهی هم حکم می کند که بهتر است به درون لانه بخزد و خود را نشان ندهد. چرا که در این اطراف پرنده های شکارگر قهاری هم وجود دارد. دلیجه یکی از این پرنده های شکارگر است که اتفاقا از طعم خزنده های ریزجثه بدش نمی آید. خزنده هایی مانند این آگامای سروزغی ایرانی که در فلات ایران زندگی می کند و دشت های زنجان، منتهی الیه غربی پراکنش آن محسوب می شود. دلیجه از معدود پرنده هایی است که توان درجا بال زدن را دارد و می تواند در یک نقطه از آسمان ثابت بماند و صید خود را شناسایی کند. این مارمولک هم تن پوشی هم رنگ با محیط دارد و هم شکل بودن بدنش با کلوخ ها شاید بتواند کمکی به او بکند تا پنهان شود. اما شیرجه دلیجه بی حساب و کتاب نیست و این بار، استتار نتوانست جان مارمولک را حفظ کند. البته این غذا کوچک بود و دلیجه ما باید باز هم به دنبال شکار دیگری باشد تا انرژی لازم برای پرواز کردن را تامین کند. (از تایم 16:45 تا 16:52، تصویر پرنده دیگری گنجانده شده است که چون دلیجه نیست بهتر است حفظ شود) حالا که باد اجازه نمی دهد در آسمان به گشت زنی پرداخت، می شود محل دیده بانی مناسبی یافت و کار را ادامه داد.

جستجوی گوناگونی های طبیعت و حیات وحش در آسمان و میان صخره ها و شاخ و برگ ها اگر چه گاهی طاقت فرساست اما به دیدن و شکار صحنه های بدیع اش می ارزد. حتی در زیستگاه های آبی که وسعت و عمق زیادی هم ندارند می توان موجوداتی شگفت انگیز را ملاقات کرد. مانند این مار آبی که با طمانینه و جستجوگرانه، محیط آبی پیرامونش را با زبان دوشاخه اش شناسایی می کند. این قورباغه مردابی هم اگر چه با حمام آفتاب خوش است اما خطر نمی کند و ترجیح می دهد از که از خطر احتمالی دور شود.

در این میان ما به کمک محیط بانان منطقه حفاظت شده سرخ آباد دنبال گونه ای از سگ سانان می گردیم. باید از ناهمواری ها و دالان های تیغ ها و شاخه ها بگذریم و  گذرگاه های باریک را پشت سر بگذاریم تا به جایی برسیم که می توان استراحتگاه این حیوان را پیدا کرد. ردپاها نشانه های امیدوار کننده ای محسوب می شوند که به ما نشان می دهند مسیر پیموده شده نادرست نبوده است و ممکن است موفق شویم که تصویرهایی از این حیوان پر سرو صدا ولی کم پیدا ضبط کنیم. محیط بانان از تمام تجربه خود استفاده می کنند تا مکان مناسب را شناسایی کنند. جاهایی که ممکن است به عنوان استراحتگاه مورد استفاده قرار گرفته باشند و به هر حال ارزش آن را داشته باشند که اسباب اقامت شبانه و تجهیزات سنگین و پر حجم تصویربرداری در شرایط مختلف شبانه روز را به آنجا منتقل کنیم. حالا باید محل های کمین مناسبی برای تصویربرداری تدارک ببینیم. کومه ای که با شاخ و برگ استتار شده است و بلندای درختی که امکان می دهد صحنه پیرامونی را با اشراف مطلوبی ضبط کنیم. شب، زمان مطلوب این سگ سان برای فعالیت است و ما طعمه هایی را آماده کرده ایم تا شغال ها را به سمت دوربین هایی که کار گذاشته ایم جلب کنیم. سر و صدای شغال ها ثابت می کند که محل درستی را انتخاب کرده ایم اما آنها خود را از نگاه دروبین های ما دور نگه می دارند. با طلوع آفتاب می توان آثار فعالیت های شب گذشته را بررسی کرد. مانند روباهی که به عنوان رقیب دریده شده است. سرگین ها هم نشانه ای دیگر از فعالیت های تغذیه ای است و با این نشانه ها ما مصمم می شویم که تلاش مان را ادامه دهیم. با دقت بیشتر برای جانمایی مناسب تر، اولین تصویر شکار می شود. شغال ها از سگ سانانی محسوب می شوند که به زندگی اجتماعی هم عادت دارند. با جثه ای کوچک تر از گرگ که از غذاهای متنوعی استفاده می کنند. از لاشه  حیوانات گرفته، تا باقی مانده غذای سایر شکارگرها. گاهی هم خود به شکار می پردازند و با شکار کردن حشره ها، پرندگان، خزندگان و پستانداران کوچک به حفظ تعادل طبیعت کمک می کنند و حتی خطر شیوع بیماری های مشترک میان انسان، دام و حیوانات را کاهش می دهند.

بیشتر جانورانی که تا کنون توانسته ایم آن ها را در این منطقه ملاقات کنیم، ناچار شده اند که قلمرو و محدوده زندگی خود را مختصرتر کنند. چرا که فعالیت انسان ها روز به روز گسترده تر می شود و عرصه را بر آن ها تنگ تر می کند. اما برخی جانوران از گسترش حضور انسان چندان هم ناخرسند نیستند. مثل کلاغ ها و زاغ ها که بخشی از غذای شان را موجوداتی تشکیل می دهند که در زیر خاک زندگی می کنند و تراکتورها با شخم زدن زمین، این غذاها را دردسترس آنها قرار می دهند. البته زباله هایی هم که انسان ها با بی مبالاتی در محیط پراکنده می کنند بخش دیگری از غذای این پرنده های فرصت طلب را تشکیل می دهد.

در میان این گستره زرد و شخم خورده که به نظرمی رسد جای چندانی برای جانوران طبیعت بکر باقی گذاشته نشده است، محدوده مختصری هنوز سرسبز نگه داشته می شود. در این محدوده تلاش هایی برنامه ریزی شده در حال انجام است تا طبیعت همچنان نفس بکشد و امکان بقا پیدا کند. از کشت علوفه برای تامین غذای آهوها در فصل زمستان تا تیمار و نگهداری جانورانی که به هر علتی از طبیعت جدا افتاده اند. در اینجا قرنطینه ای ایجاد شده است تا آهوها یا قوچ و میش هایی که دچار آسیب شده اند یا از متخلفین شکار و صید ضبط شده اند مداوا شوند و در شرایطی نیمه طبیعی به زندگی ادامه دهند. در داخل این قرنطینه، امکان رشد گیاهان وحشی هم فراهم است و این جانوران می توانند تغذیه مناسبی داشته باشند. اما در آن سوی فنس، امنیت همیشه هم حاکم نیست. حالا اجرای بخش دیگری از برنامه های مدیریتی پیش بینی شده در دستور کار قرار می گیرد. متخلفین باید تاوان مخدوش کردن امنیت طبیعت را پس بدهند.

تعقیب و گریز نتیجه بخش بود. متخلفین با یک سلاح پنج تیر غیرمجاز بازداشت شدند. تفنگی پر از فشنگ هایی که هر کدام می تواند جان یک آهو را بگیرد. آن هم در منطقه حفاظت شده. صورت مسئله روشن است. صورتجلسه تخلف تنظیم می شود و متخلفین بازداشت شده همراه با پرونده به مراجع قضایی اعزام می شوند.

اما امنیت هنوز در داخل فنس های قرنطینه پابرجاست. همین امنیت همیشگی به همراه محدودیت فضا سبب شده است که آهوهای داخل قرنطینه به اندازه شرایط طبیعی تحرک نداشته باشند و آن قدر جست و خیز نکنند که از فربه شدن بیش از حدشان جلوگیری شود. این آهوها تا حدودی به حضور انسان عادت کرده اند و بازگشت شان به طبیعت نمی تواند با احتمال بالایی از موفقیت روبرو باشد. پس حالا که سلامت شان را بازیافته اند می توان آن ها را به مکان هایی منتقل کرد که علاوه بر تامین بودن امنیت و غذا، فضای تحرک بیشتری نیز وجود داشته باشد. اما انتقال آن ها هم از برنامه ها و پروتکل هایی حساب شده تبعیت می کند. برای انتقال آهوها باید محفظه هایی مناسب وجود داشته باشد که حیوان در حین جابجایی به خود آسیب نزند. جعبه های طراحی شده در عین حال نباید آن قدر استرس ایجاد کنند که از حد تحمل جانور خارج باشد. تزریق آرامش بخش و کارگذاری میکروچیپ در زیر پوست و ثبت گام به گام تمام اقدام ها مراحلی است که باید به دقت طی شود.

اما این پایان کار نیست. آبراهه ها ، دره ها، صخره ها و آبشارها این سرزمین در پشت آرامش هایش، سرشار از زندگی و شگفتی های نامکشوف است. شگفتی هایی که ما تنها یک نظر کوتاه به آن انداختیم.

 

سال تولید: 1396