محرم 98

مرحوم محمد امیدی متخلص به «عاصم زنجانی»




مرحوم محمد امیدی متخلص به «عاصم زنجانی»

فرزند مرحوم حاجی لطفعلی به سال 1311 هجری قمری در شهر زنجان چشم به دنیا گشود. شغلش دارو فروشی بود و در طب قدیم مهارت بسزا داشت. از سن پانزده سالگی به تحصیل علوم عربی و حکمت و بیان و کلام و عرفان کمر بسته و در اندک زمانی گوی سبقت از دیگران ربوده مورد توجه خاص و عام شد و از 1330 قمری به سرودن اشعار همت گماشت تاکنون بالغ بر 10 هزار بیت در قسمت ادبیات و حکمت و مراثی و قصاید شعر سروده است.
وی از سن 6 سالگی شروع به تحصیل نمود و پس از آن به تحصیلات حوزوی روی آورد و از همان کودکی شاعری اهل بیت(ع) را آغاز کرده و در خدمت فرهنگ و ادبیات زنجان زیست و علاوه بر تربیت شاگردان زیاد، آثاری از خود به جا گذاشت. قالب‌های مدیحه، مرثیه، غزلیات، قصاید، مثنویات، دو بیتی‌ها، رباعیات، ماده تاریخ، اشعار انقلابی از جمله آثار این استاد فقید است.
گفتنی است، در دوران حیات استاد زین‌العابدین امیدی از وی در همایش تجلیل از ییرغلامان کشور در سال 1389 در بوشهر تجلیل به عمل آمد. استاد زین‌العابدین امیدی در اول فروردین ماه سال 90 دار فانی را وداع و به دیار باقی شتافت و در گلزار پایین زنجان، دفن شد.

ترکیب بند عاشورایی - بند یکم از یکصد بند عاشورايي عاصم زنجانی:

حُسـن اَزل، ز عـارض خـوبـان شـــد آشـکار
زد خـیمه چــون شـهان به دل عاشــقان زار
نـاری ز نــور طلعـت لیـــلی هـــوا گـرفت
زد شـعله سـوخت خــرمن مجنـون دل فـکار
برقی ز عشـق چهـــره ی شـیرین شـراره زد
در شــکل تیشـه بـر سـر فــرهــاد نامــدار
سکّین عشـق، یوسـف مــصری دو نیـم کرد
بـی حــد ترنـج دل ز زلیخــای بـی شمــار
سـهمی ز قـوس ابـروِ عَــذرا ز شست عشـق
بگشـــود پــر به ســـوی دل وامـــق نـزار
مهـــری ز چــرخ روی ایـازی طلــوع کـرد
فیـــروز روز شـــد شـب محمــود کامــکار
معشــوقه هاسـت بی عـدد اندر دیار عشـق
زین عاشقان خسـته دلان هسـت صـد هـزار
معشـوق کس ندیـده چـو ذات خـدای عشـق
عاشـق نـدیـده کس چــو حسـین در دیار یار
منسـوخ کـرد عشـق حسـینی هــر عشـق را
حیــــران عشـق او شـــده عشّـــاق روزگار
ســر مسـت جام عشـق ابــد گشـت در ازل
مســتانه مـی شتـا فت ســویِ محفـل نگار
تـا بـرگشــود رحــل فنــا، در کنــار شــط
وانگـه به سـوی شــهر بقـا طرفه بسـت بار
در راه عشق دوست ز هسـتی چنـان گذشـت
شــد نیسـت نیـک نامـیِ نیـکان نیـک کـار
خــود تشـنه کـام تشـنه لبـی بـود، کوفیـان
بسـتند آب را بــه رُخـش از جهـــات چـــار
تا شــد بلنــد نالــه ی اطفــال تشــنه اش
از دشـت کـربـلا به ســوی چـرخ کج مـدار
آن نـالـه هــا که از حـرم شــه بلنــــد بـود
از صــوت بلبــــلان بـه بـرش دلپسـند بـود

آدرس کوتاه :
رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 5.0 stars out of 5.