روز شمار تاریخ زنجان

سوم خرداد

سوم خرداد


1 - «پیر آمده امیلین یروپ ژوبر» (1847-1779م) در سال 1806 به عنوان فرستاده «ناپلئون بناپارت» به ایران آمده و مورد نهایت لطف و  محبّت از ناحیه «فتحعلیشاه» قرار گرفته و وی را همراه خود به «سلطانیه» برده تا سان ارتش را ببیند و در هنگام بازگشت چندین نسخه خطّی فارسی خلعت دریافت داشته است! در این سفرنامه آگاهی های ارزشمندی برای یک پژوهشگر در زمینه تاریخ اجتماعی و سیاسی «استان زنجان» در نیمه اوبل شده 13 ق دست می دهد. وي مي نويسد: «ما روز 24 ماه مه {1804 م} از خلخال راه افتادیم و پس از دو روز راهپیمایی به «زنجان» رسیدیم، یعنی به ولایت «خمسه» که جزو عراق عجم استغ پنج شهری که باعث چنین نامگذاری شده به جز «زنجان» عبارتند از: «ابهر»، «طارم»، «قیدار»، «ارمغانخانه» و «زرین آباد». «...چهاردهم ژوئیه {1805م} بامداد از لشکرگاه «سلطانیه» راه افتادیم...، نخستین روز سفر به «زنجان» رسیدیم و شب را در آن جا گذراندیم؛ حاکم این شهر کوچک، نبود و ما را کدخدا با پیشکارش در کاخ او پذیرایی کرد؛ تالار این کاخ از نقّاشی ها و اسلیمی های خیلی هنرمندانه آرایش یافته بود، پنجره های مشبّک همه از شیشه های رنگین با نقش های گوناگون زیور یافته بود، باغ های آن جا را که دارای کمی سایه بود به من نشان دادند.»، «من روز پانزدهم و شانزدهم را در «زنجان» ماندم، روز هفدهم از صبح به راه افتادیم و ان روز را در زیر چادر تیره «شاهسون» ها ناهار خوردیم، رسومشان به نظر با «کرد»ها جور بودف ولی آن ها هرگز چپاول گر نیستند، مهمترین هنر آن ها در ساخت قالی ها و انواع بافته های پشمی مانند جوراب، کفش های پارچه ای، دستکش و غیره است که چه از نظر نقش و چه بافت، خیلی کامل هستند، شب را در باغ دهکده «ارمان خان» چادر زدیم و در تمام دوره سفر جز در تبریز در هوای آزاد خوابیدیم؛ از «ارمان خانه» چادر زدیم و در تمام دوره سفر جز در تبریز در هوای آزاد خوابیدیم؛ از «ارمان خانه» نامه ای به شاهزاده «عبّاس میرزا» نوشتم و از او درخواست کردم چنانچه می خواهد مأموریتی بر عهده من واگذار به من اطّلاع بدهد و برایش یک ساعت الماس نشان فرستادم؛ روز هیجدهم را نزدیک آخوند در «آق کند» (دهکده سفید) گذراندیم غ همه سرزمین هایی را که از «سلطانیه» تا آن جا پیمودیم سنگستان، هموار و به طور کلبی بی حاصل بود. (متقي، 1382، صفحات 63-67)

2-شیخ فضل الله بن فتح الله بن شیخ جواد ابهری (شیخ الاسلام)در ابهر و قزوین درس خوانده سپس به نجف انتقال یافت و از حوزه درس شیخ صاحب کفایه استفاده نمود و به ابهر برگشت. مروج شریعت و مرجع قضاوت ، فاضل، بارع و خوش خلق و خوش بیان بود و در پایان عمر بیمار شد و جهت معالجه به قزوین رفت و در آنجا روز هفتم محرم سال 1350 ه.ق برابر با 3 خرداد 1310 وفات یافت حاشیه ای رسائل نوشته بود. (نيرومند، 1385، ص386)

3- همانند هر جنگ، جنگ جهانی دوم نیز تاثیرات بسیار منفی بر اقتصاد کشورها از جمله ایران داشت. در زنجان این جنگ موجب «فقر عمومی اهالی» و کمبود ارزاق و افزایش نرخ آن و بالاخره شورش بزرگ نان در سال 1322 ش گردید. علت ایجاد این وضعیت را بایستی در میزان مصرف آذوقه توسط قوای شوروی و سودجویی بازرگانان محلی در خروج مایحتاج عمومی شهر و فروش آن در پایتخت و شهرهای دیگر جستجو کرد. از همان سال اول اشغال (1320ش) به علت ملاحظات فوق، قیمت غله افزایش یافت و موجب نگرانی و ناراحتی توده ی مردم شد. در سوم خرداد 1322 ش، مقارن با سفیر اسمبرنف (سفیر کبیر شوروی) به زنجان شورش  قابل ملاحظه ای در شهر به وقوع پیوست و در جریان آن، شورشیان منزل اسدالله ایازی، تاجر بزرگ برنج و توتون را خراب و برادرش را به سختی مجروح نمودند و سپس به بازار رفته و به غارت پرداختند.  بهانه ی شورش، اعلام افزایش نرخ نان از سه کیلو شش ریال به سه کیلو 9 ریال بود. فرمانداری زنجان از ترس تکرار تظاهرات که وقوع آن را به طور کامل پیش بینی می کرد؛ به احترام میهمان خارجی خود به طور موقت تصمیم اداره ی خواربار را ملغی اعلام کرد ولی پس از رفتن سفیر کبیر مجدداً با تکیه بر نیروهای شهربانی و ژاندرمری افزایش نرخ را اعمال کرد. (بيات، 1386، صفحات 98 -99)

4 - روز سه شنبه، سوم خرداد 1322 ش، اسمیرنف (سفیر کبیر دولت شوروی) سفری به زنجان کرد. هدف از این سفر بازدید از موقعیت سربازان شوروی و مذاکره با آنان و توافق در مورد احداث راه منجیل- طارم و زنجان بود. این سفر برای فرمانداری زنجان فرصتی بود که می توانست مشکلات خود با مداخله گری های نیروهای شوروی را با عالی ترین مقام سیاسی آن کشور در میان بگذارد و توافقاتی کسب نماید. (بيات، 1386، ص 96)