روز شمار تاریخ زنجان

سوم اردیبهشت

سوم اردیبهشت


1 - سومین ایلخانی که آبادانی قسمتی از سلطانیه بدو منسوب است سلطان ابوسعید بهادرخان فرزند سلطان محمد خدابنده می باشد. ابوسعید در تاریخ ذی القعده سال 704 هجری تولد یافت و بلافاصله به فرمان سلطان محمد خدابنده تحت اتابیگی امیر سونج قرار گرفت و هنگامی که بیش از 9 سال نداشت یعنی در سال 713 هجری از طرف پدر به حکومت خراسان منصوب گشت و در حدود سه ال به اتابکی امیر سونج در آن سامان حکومت می کرد.در موقع مرض موت اولجایتو امرا و وزرای ایلخانی پشت سر هم رسولانی پیش ابوسعید که در این تاریخ در مازندران بود فرستادند و او را به عجله به سلطانیه خواستند تا قبل از فوت اولجایتو به پایتخت برسد و غرض ایشان از این شتابزدگی آن بود که ابوسعید پیش از آن که امیر سونج از طوس حرکت کند به سلطانیه بیاید و امرا و وزرای دربار که همه تحت نفوذ امیر چوپان بودند ولیعهد جوان را مطیع اراده خود قرار دهند و دست اقتدار امیر سونج اتابک او را کوتاه سازند ولی ابوسعید و اطرافیان او که بامیر سونج وفادار بودند از فرمان او بیرون نرفتند و از جای خود نجنبیدند تا آنکه خبر مرگ اولجایتو رسید و امیر سونج نیز از خراسان آمد. ابوسعید به معیت اتابک خود به سلطانیه حرکت کرد و امیر چوپان و امرای دیگر و وزرا به استقبال او آمده ابوسعید را به اجلال تمام به پایتخت وارد نمودند او در تاریخ اول صفر 717 هجری قمري برابر با سوم 696 ش در حالیکه امیر چوپان یک بازوی او و امیر سونج بازوی دیگر او را گرفته بودند رسماً به تخت ایلخانی نشاندند در موقع ورود ابوسعید به سلطانیه خواجه رشیدالدین پسر خود غیاث الدین محمد را باستقبال او فرستاد و خود غیاث الدین محمد را باستقبال او فرستاد و خود به علت کدورتی که با امیر سونج داشت جهت جلب حمات امیر چوپان بدو نزدیک شده و با علیشاه و امیر امرا  وزراء محرمانه سازش کرده و مقام امیر الامراي امیر چوپان را تثبیت نمودند در نتيجه این تدبیر ابوسعید و امیر چوپان خواجه رشیدالدین و خواجه علیشاه را در مقام وزارت باقی گذاشتند ولی زمام عمده امور در کف علیشاه قرار گرفت و رشیدالدین که در این تاریخ پیر و از کارهای دیوانی آزرده خاطر شده بود خیالی نداشت جز آن که از شر دشمنان آسوده مانده و بقیه عمر را راحت به آخر رساند. (هشترودي، 1381، صفحات 117-118)