روز شمار تاریخ زنجان

بیست و ششم خرداد

بیست و ششم خرداد


1 - کیخاتو(690- مقتول روز یکشنبه24 رجب 694) برادر ارغونخان و پسر دوم آباقاخان ایلخان ایران پس از مرگ ارغونخان در روز یکشنبه 24 رجب 690 به ایلخانی رسید و زمام امور وزارت را به تاریخ ششم ذیحجه سال 691 در کف با کفایت خواجه صدرالدین احمدی خالدی زنگانی که مردی گشاده دست و علم پرور و ادیب بود نهاده او را به صدر جهان ملقب گردانید و اختیارات کامل عطا کرد و امرا و شاهزادگان انتصاب صدر جهان را به خوشی پذیرفته و خواجه صدرالدین صاحب اختیار مطلق و شخص اول مملکت ایلخانی گردید. باید گفت رشید الدین فضل ا... همدانی و طرفداران او در تاریخ غازانی و مسامرة الاخبار و مسایرة الاخبار از صدر جهان زنگانی و طرفداران او به بدی و زشتی و از روی غرض و بی انصافص یاد کرده اند. (نيرومند، 1385، ص 646)

2- طبق موافقتنامه (کذایی) در خرداد 25 در تبریز در ماده 10 صریحاً اعلام می نماید «ایلات آذربایجان عبارت از استانهای 3 و 4 خواهد بود» انتشار چنین اعلامیه ای نه تنها رنگ خطر را برای گردانندگان فرقه زنجان به صدا درآورده بود بلکه مشخص شده بود که در وهله اول «زنگها برای که به صدا در می آید» و رفقای فرقه «یولداش» های زنجان را به کرامت! قوام سپردند زنجانی که قبل از تبریز قیام کرده «آزادی» گرفته تعدادی از فدائیان خود را فدای این ازادی کرده-خانواده هایی که به هر انگیزه عضویت فرقه را پذیرفتند و تفرقه و نفاق و تشتتی که در این یکسال بر محیط اجتماعی سایه افکنده ایا این مسائل آنچنان بی ارزش بوده که در این موافقتنامه نباید بر آن تکیه کرد؟ خبر امضای موافقتنامه تبریز، موجب خشم و هیجان بی حد دموکراتها در زنجان شد. سران دموکرات زنجان ابتدا مراتب اعتراض خود را به تبریز و تهران داشتند و در 26 خرداد ماه 25 در چهار راه امام (پهلوی ان روز) میتینگی تشکیل دادند و با شور و حرارتی توأم با خشم و تنفر، اعلامیه ای صادر کردند و داشتند: «ولایت خمسه از حیث کلیه خصایص ملی یعنی زبان-آداب و رسوم جزء لاینفک آذربایجان است و ما به تمام مردم ایران و جهان اعلام کنیم که در راه دفاع از خصایص ملی خود آخرین قطره خونمان را نثار خواهیم کرد و...» پیشه وری در جواب اعلامیه طی تلگرافی اعلام می کند: «فرقه ما بین زنجان و تبریز هیچ فرقی نیست {...} بگذار کسانی که با سوء استفاده از این موافقتنامه آرزوی بازگشت به زنجان را دارند بدانند که آنها این ارزوی خود را به گور خواهند برد» تلگرام پیشه وری البته مسکنی بیش نبود چرا که وی طی سخنرانی های خود در تبریز در همان هنگام اعلام داشت «زنجان و خمسه به حق جزء آذربایجان است، هنگام شروع نهضت اذربایجان، مردم آن سامان بدون دخالت ما قیام کردند معلوم نیست که چرا نمایندگان دولت در جدا شدن خمسه از آذربایجان اصرار می ورزند لاکن به خاطر کارهای عمومی تر و بزرگتر موقتاً هم باشد آنرا پذیرفتیم»(13). البته جزئیات مذاکرات نمایندگان تهران و تبریز که منجر به امضای آن موافقتنامه شد منتشر نشد اما از این تناقض گویی های پیشه وری مسجل می گردد که فرقه دموکرات بدرستی دریافته بود که در صورت ادامه بحران و شکست مذاکرات در آغاز جنگ بین تهران و تبریز حفظ موقعیت دموکراتهای زنجان با ان حدود جغرافیایی خمسه و گستردگی مرزی از گیلان تا همدان و کردستان و از قزوین تا قافلانکوه و خلخال با تنها نیروی نظامی تعلیم دیده که تعداد آنها حتی به 1000 نفر هم نمی رسد و این نیرو هم فاقد تانک و هواپیما بود امکانپذیر نیست. سرانجام انجمن ایالتی اذربایجان در تاریخ 25/08/20 تخلیه زنجان و خمسه را از قشون ملی و تحویل ان به دولت مرکزی تصویب نمود. از همان تاریخ 25/08/20که تخلیه و تحویل زنجان به تصویب (انجمن ایالتی آذربایجان) رسید دموکراتها به انتقال مراکز نظامی خود به آنسوی قافلانکوه آغاز کردند و «روز سی ام آبان ماه که آخرین دسته فدائیان حاضر در زنجان باید اسلحه خود را تحویل دهند سران نظامی و تشکیلات محلی آنها را در محل ستاد گرد آوردند و مراتب را به آنها یادآور شدند، ابتدا از طرف فدائیان مخالفتی به عمل نیامد اما بعد از ظهر همان روز فدائیان در حالیکه فریاد می زدند: «ما را فروختن» محل سکونت هیأت نظامی تهران را به آتش گرفتند و اعلام نمودند: که ما زنجان را تحویل نخواهیم داد و تا اخرین نفس خواهیم جنگید و در پاسخ پند و اندرز مسؤولان نظامی و سیاسی فرقه گفتند: برادران سلاحهای ما را نگیری اینان (فرستادگان حکومت مرکزی) شرف و ناموس ندارد. جنایتکارند و به قول خود وفادار نیستند ما را دست بسته تسلیم این ادمکشان ننمائید، بگذارید از شهر زیبایمان دفاع کنیم. در این راه با می میریم با یکباره ازاد می شویم. عاقبت همین فدائیان هم به دستور سران فرقه اسلحه خود را تسلیم می نمایند و تنها افراد وابسته به «اوصانلو» و «جهانشاهلو» مسلحانه از زنجان خارج می شوند (شاه محمدي، 1379، صفحات 186-187)

3 - مرحوم روحانی به سال 1302 شمسی در زنجان متولّد شد پدرش مرحوم حاج شیخ یحیی طارمی از «آب بر» طارم بود و به گواهی کسانی که محضرش را درک کرده اند در کسوت روحانیت در وعظ، خطابه بیانی صریح و گفتار دلنشین و در معاش مادی تقوای کامل و مناعتی و واخر که برای تنها فرزندش باقی گذاشت و خود، به هنگامی که رضا، دوران کودکی را می گذراند دعوت حق را لبیک گفت و رضا در دامان مادر و حمایت وی دوره ی ابتدایی و متوسطه را به پایان برد و در سال 1320 به استخدام آموزش و پرورش زنجان درآمد. مرحوم حاج محمّد رضا در تیر ماه 1362 با سکته قلبی بدرود حیات گفت و مردم حق شناس و ادب دوست زنجان در مراسم تدفین و تشییع و ترحیم ان مرحوم سنگ تمام گذاشتند. (شاه محمدي، 1381، ص 234)