روز شمار تاریخ زنجان

بیست و دوم اسفند

1 – در روزنامه سفر دوم «ناصرالدين شاه» به فرنگستان كه در اوّل ربيع الاول سال 1295 ق شروع شده است؛ به حضور ناصرالدين شاه در استان زنجان اشاره شده است كه بخشي از آن آورده شده است؛ وي در چنين روزي وارد شهر ابهر شده است: «شنبه نهم {ربيع الاوّل} 1295 در «ابهر» اتراق شد، باد زياد مي امد، اين جاها باد بد بسيار است؛ يكشنبه دهم به صايين قلعه» خالصه كه تيول اصطبل توپخانه است بايد برويم؛ به «ضياء الملك» حكم گيلان نشان تمثال التفات شد؛ به كالسكه نشسته رانديم راه امروز صحراي وسيع طّح پر سبزه اي است، دست راست به فاصله ي يك فرسنگ و دو فرسنگ كوه هاي بزرگ برف دار است و پشت اين كوه ها خاك «طارم» است، دهات «ميرشكاظ از قبيل «چرگر» و «خراسانلو» و غيره، دست چپ «رودخانه ابهر» است؛ آب رودخانه در اين فصل به قدر پنجاه سنگ بلكه زيادتر و گل آلود بود، امّا تابستان دو-سه فرسنگ بيش تر نم ايد؛ قنوات خوب معتبر دارند كه اين همه باغات را از قنوات اب م دهند؛ قدري رانديم به «خرّم دره» رسيديم كه قدري از آن خالصه است اربابي هم دارد، امّا عجب درّه اي است، باغات و اشجار زياد دارد، ك فرسنگ طول باغات است؛ تازه درخت ها سبز شده، كم كم برف هم توي درّه بود؛ بعضي از صاحب منصبان فوج دوم خاصپه كه با فوج مأمور و روانه ي تهران هستند، در اين كوه ها نرم است و زراعت ديمي زياد مي كنند، پشت اين كه ها باز خاك «خمسه» و از محالّ «خدابنده لو» است و «زينه رود» ه متّصل به خاك همدان مي شود در دامنه ي كوهي پيدا و ديهي مشرف بر آن قلعه روي تپه داشت مشهور به «سجاس» كه قديماً مال «عباسقلي خان دودانگه» بود؛ او مرده است و حالا «امام جمعه خمسه» و بعضي از سوارهاي «مرشكار» دارند؛ بعضي دهات ديگر هم بود. خلاصه از طخرّم دره» گذشته به ديه ي «هيدج» رسيديم، دهي است بيار معتبر و باغات زياد دارد، قبل از رسيدن به «هيدج» در نزديك رودخانه به ناهار افتاديم، قنات بيار معتبري كه به قدر چهارسنگ ب داشت به رودخانه جاري بود، اين قنات متعلّق به «خرّم دره» است؛ از «هيدج» كه قدري گذشتيم به ديه ي كوچكي كه «نصيرآباد» مي گويند رسيديم، در دست به «صايين قلعه» كه منزل است؛ باد شديدي آمده و مي ايد كه اوقات را بر همه تلخ كرده است، هيچ كس هيچ كاري نمي تواند بكند. همه چادرها و تحجيرها خوابيده است. دوشنبه يازدهم {ربيع الاوّل 1295 ق} بايد برويم به سلطانيه»، صبح به كالسكه نشسته رانديم، صحرا بسيار خوب و صاف و سبز و پر علف و پر گل و بوته است، دست چپ و راست از اوايل راه الي نيم فرسنگ و يك فرسنگ منتهي به كوه هاي برف دار مي شود؛ قدري كه رفتيم از سمت كوه هاي دست راست آب صاف زيادي به قدر ده سنگ مي آمد، قدري ديگر كه رانديم يلاب پر زوري جاري بود؛ باز قدري كه راه طيّ شد اب صاف تندي مي آمد بعد از آن باز سيلابي جاري بود؛ باز قدري كه راه طيّ شد آب صاف تندي مي آمد بعد از آن باز سيلابي جاري بود؛ باز قدري كه راه طيّ شد آب صاف تندي مي آمد بعد از آن باز سيلابي جاري بود؛ معلوم شد منبع «ابهر رود» از كوه هاي دست راست است؛ ديه ي «چرگر ميرشكار» در دامنه ي كوه پيدا بود، يك فرسنگ از راه دور است، به راست دوربين انداختم خانه هاي متعدّد توي درّه پيدا بود كه تقريباً به قدر دويست باب خانه به نظر آمد، امّا درخت و سبزه بسيار كم دارد، مثل اين است كه نباشد؛ رسيديم به «عميدآباد» ديده ي «سپهسالار اعظم» ه مال «مجد الدوله» مرحوم بود و «سپهسالار اعظم» خريده است، باغي و كلاه فرنگي دارد اين جا ناهار خورديم، حالا اوّل بنفشه اين جاست بنفشه خوش رنگي دارد از «ابهر رود» اورده اند بعد از ناهار بر كالسكه سوار شده قدري كه رانديم به طحسين اباد»، «ميرزا محمّد حسن حاكم كاشاني» رسيديم، در صحراي دست چپ هنوز برف بود، كوه هاي دست چپ همه زراعت ديم است تا رسيديم به ديده ي «سلطانيه»؛ گنبد «شاه خدابده» خراب ولي باز بر پا و اثار قديمي اش نمايان است. امّا ان شاء الله بايد تعمير شود!؟ رسيديم به عمارت «سلطانيه» پياده شديم، فتيم بالا «سپهسالار اعظم». طملك ارا» را به حضور اورده بود همه جا را گشته، آمديم پايين، سوار شده رفتيم به چادر كه در چمن پاي عمارت زده اند، «حاجي محمّد حسن خان» پيشخدمت كه مدّتي است در «خمسه» است عصري ديده شد؛ امروز باز باد بد «سلطانيه» مي امد شب ايستاد؛ هنوز درخت هاي اين جاها برگ نكره است؛ امروز در بين راه يك برآمدگي كوچكي به قدر ده وجب از زمين ديده شد؛ بالاي آن كه مي روند گنبد «شاه خدابنده» پيداست؛ اين جا را «گدوك الله اكبر» مي گويند، آن طرف تپه هر چه آب جاري مي شود داخل «زنجان رود» شده به «زنجان» م رود و اين طرف تپه هر چه آب جاري است به سمت رودخانه ي «ابهر رود» مي ريزد، عجب ان است اين تپه ي كوچك كه منبع اين اب هاست چندان ارتفاعي ندارد و از هيچ طرف نسبت به ساير اراضي تفاوتي چندان ندارد. سه شنبه 12 {ربيع الاول 1295 ق}، امروز بايد به «زنجان» برويم. (متقی، 1382، صفحات 265-266)

2- محاکمه چهار سرپاسبان به نامهاي آيت الله سليماني، يوسف عمادي، کاظم ايماني و سيفعلي خمسه و پاسبان رضا قاسميان و سرگرد يگانه در دادگاه انقلاب اسلامي زنجان آغاز شد. اتهام اين عده شرکت در کشتار 22 بهمن ماه زنجان است. سرگرد يگانه در دادگاه گفت: در رژيم سابق اگر افسري به مذهب واقعي گرايش پيدا مي کرد بلافاصله ترور مي شد و اين ترورها را به گردن مارکسيست هاي اسلامي يا کمونيست ها مي انداختند. سرگرد يگانه، سرتيپ کهالي فرمانده گارد اعزامي به زنجان را خائن به مملکت دانست.

3 - 267 پناهگاه در نقاط مختلف استان زنجان مورد بهره برداری قرار گرفت. زنجان به منظور مقابله با خطرات ناشی از بمباران هوایی دشمن صهیونیستی عراق،267 واحد پناهگاه شامل 175 واحد در مدارس،12 واحد در مراکز درمانی و بیمارستان ها و تعداد 80 واحد در ادارات و سازمان ها ی دولتی احداث گردیده است که مجموعا بالغ بر 200 میلیون ریال اعتبار صرف احداث آن ها شده است.

پيدا بود كه تقريباً به قدر دويست باب خانه به نظر آمد، امّا درخت و سبزه بسيار كم دارد، مثل اين است كه نباشد؛ رسيديم به «عميدآباد» ديده ي «سپهسالار اعظم» ه مال «مجد الدوله» مرحوم بود و «سپهسالار اعظم» خريده است، باغي و كلاه فرنگي دارد اين جا ناهار خورديم، حالا اوّل بنفشه اين جاست بنفشه خوش رنگي دارد از «ابهر رود» اورده اند بعد از ناهار بر كالسكه سوار شده قدري كه رانديم به طحسين اباد»، «ميرزا محمّد حسن حاكم كاشاني» رسيديم، در صحراي دست چپ هنوز برف بود، كوه هاي دست چپ همه زراعت ديم است تا رسيديم به ديده ي «سلطانيه»؛ گنبد «شاه خدابده» خراب ولي باز بر پا و اثار قديمي اش نمايان است. امّا ان شاء الله بايد تعمير شود!؟ رسيديم به عمارت «سلطانيه» پياده شديم، فتيم بالا «سپهسالار اعظم». طملك ارا» را به حضور اورده بود همه جا را گشته، آمديم پايين، سوار شده رفتيم به چادر كه در چمن پاي عمارت زده اند، «حاجي محمّد حسن خان» پيشخدمت كه مدّتي است در «خمسه» است عصري ديده شد؛ امروز باز باد بد «سلطانيه» مي امد شب ايستاد؛ هنوز درخت هاي اين جاها برگ نكره است؛ امروز در بين راه يك برآمدگي كوچكي به قدر ده وجب از زمين ديده شد؛ بالاي آن كه مي روند گنبد «شاه خدابنده» پيداست؛ اين جا را «گدوك الله اكبر» مي گويند، آن طرف تپه هر چه آب جاري مي شود داخل «زنجان رود» شده به «زنجان» م رود و اين طرف تپه هر چه آب جاري است به سمت رودخانه ي «ابهر رود» مي ريزد، عجب ان است اين تپه ي كوچك كه منبع اين اب هاست چندان ارتفاعي ندارد و از هيچ طرف نسبت به ساير اراضي تفاوتي چندان ندارد. سه شنبه 12 {ربيع الاول 1295 ق}، امروز بايد به «زنجان» برويم. (متقی، 1382، صفحات 265-266)

2- محاکمه چهار سرپاسبان به نامهاي آيت الله سليماني، يوسف عمادي، کاظم ايماني و سيفعلي خمسه و پاسبان رضا قاسميان و سرگرد يگانه در دادگاه انقلاب اسلامي زنجان آغاز شد. اتهام اين عده شرکت در کشتار 22 بهمن ماه زنجان است. سرگرد يگانه در دادگاه گفت: در رژيم سابق اگر افسري به مذهب واقعي گرايش پيدا مي کرد بلافاصله ترور مي شد و اين ترورها را به گردن مارکسيست هاي اسلامي يا کمونيست ها مي انداختند. سرگرد يگانه، سرتيپ کهالي فرمانده گارد اعزامي به زنجان را خائن به مملکت دانست.

3 - 267 پناهگاه در نقاط مختلف استان زنجان مورد بهره برداری قرار گرفت. زنجان به منظور مقابله با خطرات ناشی از بمباران هوایی دشمن صهیونیستی عراق،267 واحد پناهگاه شامل 175 واحد در مدارس،12 واحد در مراکز درمانی و بیمارستان ها و تعداد 80 واحد در ادارات و سازمان ها ی دولتی احداث گردیده است که مجموعا بالغ بر 200 میلیون ریال اعتبار صرف احداث آن ها شده است. (روزنامه اطلاعات،1366/12/23)